نزديك حرامزادههاى حيوان صفتى روى داده
"Bhutto به قتل رسانده." تا پيروى از خبر رايجى, آن آسان سر راست.
ولي من آن دست احساساتيى و حافطههايى پيچيدهاى forth.
من بالايى زود. ما نزديك اقامتگاه Clifton Bhutto راند every روز تقريبا در راه تا خانهى عمهى من در آپارتمانهايى بر اقيانوس ديد دريا. شوهر عمهى من دير) مدير فضاى و تحقيق هوايىى organization SUPARCO در آن موقع.
It من فرصت را during آن موقع سالهاى من نوجوان را تنها) Benazir دير پدر و ليبيايى during ديدار آنها آن آنوقت Prime Minister Pakistan off.
من و در more سالهاى تازهاى مردمان داراى جاذبه شخصىى يك يا در زمينههايى گروه. ولي حتى no يك گيرايى مردمان با شخصيتهاى ترس آورى) و آهن ربايى انسانىى Bhutto و Qaddafi حتى آنوقت.
دوست مادر من دير بهترين در خانه پشت اقامتگاه Bhutto همچنين بنابراينى Bhutto و خانواده به تمامى پديدار ما در آنها روزها. Bhutto مشغول فريبنده همگان لحظه صرفه جويى ازميان سياستهاى و پسر او كه او آراسته being برخى روز. Benazir منشى در آن موقع سياسى بود.
من و نوجوان(بين 13 ساله و 19 ساله) جوانى حزبهاى سياسى ديندار را آن كه او. What چهاى Bhutto down درخشندگى مانند رهبران كلانى همه نبود يا نيرو از هماوردهاى او, ولي او غرور و طمع. او گزينشى او به آسانى به هر حال. آن General در پيشامدهايى كه تا براندازى او احتمالى پيشرو بود جنبش مستقر شده Zia-ul-Haq. Bhutto had انديشه كردهبود Zia دست نشانده بود ولي Zia يك از most مردمان من هميشه ديدار كردم زيرك بود. يگانه او Bhutto او ولي كه براي سالى.
وارث Bhutto سياسى اصلى) اسرار آميزى during آن دوره موقع مرد. پسر او ديگر سعي كرد كه بالاپوش را ولي آنوقت چيزهايى خود او بدتر ساخت hijacking وحشتناك. آن در كه گرچه بيوه زن براي موقع درازى.
من فرصت را چندين موقعهايى روى سالها و مرد را و او نام را اسلام برخى در فرمان boss آمريكايى كه جنبشى بنيادگرا كه.
مثل رهبرى دانشجو, سازمان دهنده از دانشجوهاى مستقل بزرگ عمده organization Pakistan QSF صدا كرده دانشجوهايى Azam فدراسيون دانشگاه Lahore مهندسى و دانش فنى من آنها كه فشار دانشجوى مبارزه جويى فرار organization. يك خاص اين محور Zia و Jamiat تراز more. دانشجوهايى Jamiat بازداشت شده يك روز كارگران من حزب و تهاجم در حدود از مردمان آنها پيشرو بوده را اداره شهربانى كه كارگران بر حزب من. من آنها بطور لفظى من آپارتمان من براي امنيت من مال خود آن شب وجود آورده كمترى تا اتاقهاى آنها وسيله نقليه خوابگاه 8 ساعتى بعد از توقيفهاى آنها.
من آن بطور عريان ساختم و آنها داخل رفتند و اتاق من را خوابگاه غارت كردند و به خوبى as other ويران كردند. اموالان من سوزانده شدند يا دزديده شدند. Quran چونكه آنها خون و تاراج تنها خواستند نزديك دانشجوها Jamiat بر طبقه.
بنابراينى much من Soviets از افغانستان, من همچنين what چه ما Pakistan. اينها مبازه جو افغانىهاى بي سواد و غيرقانونىى خيابانها Pakistan را روسپيگرى آنها داروهايى, و تفنگهايى براي حراج حمله تا هركس. داروهايى و خشونت استبداد و بنياد گرايى all Zia و چشم روشنى Pakistan.
آمريكا كيسههاى آن را بالايى و Soviets شكست خورده رها كرد. Zia سعي كرده كه نيرو, و US شاد كه بازگشت.
من no بادبزنى كه nothing من بر ارث پدر او تنها براي شغل او مال خود. موقع او Prime Minister من درست. ولي من شاد كه كسى كه خودكامهاى) آن موقع روزهاى شمرده were ولي مصمم در نيرو.
من آنوقت now owner/Chairman از گروه روزنامههايى و به خوبى دانسته Jang و بطور جارى Off-the-air شبكه TV. من توانا كه يك از عكاسان Jang فرودگاه در موقع تنها Lahore كه بند سريع و رقمها بر پروازى.
Materials در موقع براي دوست من دير و سردبير MAG هفتگى كه عكس مثل قصه پوشش MAG بطور لفظى ساعتهايى Benazir با بند من.
برخى چيزى هرگز. دادگر Musharaff محققا به اندازه كافى رسانه ها آنوقت من ديدارى آن شب امنيت جمع كاركنان كه آنجا كه و چرا پوشش جبهه از ورود Benazir خبر Mag قصه روز نزديك. من lucky من درمان كرده was نشدم Zia مخصوص آنوقت چون چندين روزنامه نگار درمان كرده were ولي آن يادآورى من هنوز خوبى ديكتاتورىى.
Zia در سقوطى هواپيما سرانجام خودكامههايى نه زيادتر USA نياز داشته خوى غريبى. Benazir توى نيرو و فرصت تاريخىى خوب Pakistan يا سرنوشت از زنهايى آن منطقه. او شوهر او فاسد و فرومايه را در عوض آن مبلغ حق و حساب بر every طرح دولت.
او انداخته شدهاست نيرو و بازى از صندلىهاى Pakistan آهنگينى.
من مخالف بطور عالى وجود او آنها Musharaff توى نقشى در نيرو نزديك دولت Bush سمت در زمام. Much مردمسالاري Pakistan صميمانه. من بندهاى Benazir بي شرمانه انتقادآميزى بطور عالى توى بستر Musharaff نوشتم. ولي I او هدف قرار گرفته در تودهاى خود كشى پيش a few هفتههايى.
من او آماجى, و much بود من كه او در نيرو مثل دارودستهاى Musharaff شخص did نخواستم من همچنين Musharaff كه او كشته سر راست يا بطور غير مستقيم. ولي بدبختانه آن آن كه.
طنز كه قصه دايرهى انباشته ( پدر Benazir) بطور لفظى به قتل رسانده was نشد آن لحظه او ترسان او بود او كتابى " من به قتل رسانده Am. Benazir كتابى از آن نام هرگز نوشت ولي او سرنوشت در تحقق از عنوان پدر او كتاب.... شايد word آخرين... "من به قتل رسانده مىشوم."
يزدان May رحم جان ياروان و چندين كه او. و يزدان Pakistan و Pakistani شرير و حرامزادههاى كه حيوان صفتى. آمين.
برچسبهايى: افغانستان., به قتل رسانده, قتل., Benazir., ., Bhutto., بوته., فساد., Pakistan., Russia., Soviets., ارعابگرى., Zulfi., Zulfiqar.

